انتظارات تورمی پناه بردن به طلا و دلار یک حق طبیعی اقتصادی می باشد

انتظارات تورمی پناه بردن به طلا و دلار یک حق طبیعی اقتصادی می باشد

به گزارش لیدی شال، یک اقتصاددان با اشاره انتظارات تورمی اظهار داشت: کارکرد اصلی پول ذخیره ارزش است، نه وسیله مبادله. وقتی ریال کارکرد اولش را بر اثر تورم از دست می دهد، برگشت به طلا و ارز، یک حق طبیعی اقتصادی می باشد.



به گزارش لیدی شال به نقل از مهر، مهدی منصوری بیدکانی، اقتصاددان و استاد دانشگاه، با اشاره به ماهیت انتظارات تورمی در وضعیت فعلی عنوان کرد: در شرایط پیچیده اقتصادی، شرایط ترک مخاصمه بالاتر از آن که نویدبخش ثبات قطعی باشد، سیگنالی دوپهلو به بازارها ارسال می کند. انتظارات تورمی در این فضا صرفا یک پدیده روان شناختی نیست، بلکه خروجی تقابل نهادهای دولت، بازار و خانوار است. از آنجائیکه در اقتصاد بازدارندگی، دوام ترک مخاصمه های مقطعی ذاتاً شکننده و ناپایدار ارزیابی می شود، بازارها به سرعت این ناپایداری را در قیمتها لحاظ کرده و تورم را پیش خور می کنند. مهار این وضعیت نیازمند تغییر حقیقی رژیم پولی و توقف کامل پوشش کسری بودجه از محل چاپ پول است.
وی با تاکید بر حق طبیعی مردم برای حفظ ارزش دارایی هایشان اضافه کرد: در شرایطی که پول ملی به سبب تورم مزمن کارکرد ذخیره ارزش خودرا از دست می دهد، روی آوردن مردم به دارایی های دارای ارزش ذاتی مانند طلا و ارز، یک رفتار عقلانی، حق طبیعی و سازوکاری برای پوشش ریسک در بلند مدت است. داده ها نشان داده است این رفتار بیشتر ماهیت حفظ سرمایه دارد تا سفته بازی کوتاه مدت. بنابراین، مقصر دانستن مردم در این فرایند، نادیده گرفتن ریشه های اصلی تورم و شانه خالی کردن سیاست گذار از مسئولیت های خویش است.
این استاد دانشگاه با اشاره به لزوم تغییر قواعد بازی در شرایط بحران اقتصادی اشاره کرد: در چنین فضای ملتهبی که مختصات یک اقتصاد جنگی را به خود می گیرد، قواعد بازی اقتصادی نیز باید تغییر کند. در صورتیکه قیمت ارز شناور در بحران ها به یک مارپیچ خودتغذیه کننده و تشدیدکننده انتظارات تورمی تبدیل می شود، اتخاذ نظام قیمت ارز ثابت همراه با انضباط مالی شدید، بعنوان یک لنگر اسمی و ابزار مهار وحشت ضروری می باشد. این سیاست بعنوان یک کپسول آتش نشانی، ارتباط بازار را با هیجانات لحظه ای قطع کرده و از فروپاشی انتظارات در جبهه داخلی جلوگیری می کند.
با توجه به مختصات یاد شده از اقتصادِ در سایه جنگ و درک منطق رفتاری بازار و مردم در برابر این ناپایداری ها، این پرسش اساسی مطرح می شود که راه حل عملی برای عبور از بحران چیست؟ منصوری بیدکانی در ادامه این گفتگو به بررسی دقیق تر مکانیسم های سیاستگذاری ارزی، تحلیل راهکارهای حفظ دارایی های خرد و واکاوی ابعاد اجرایی سفارش های اقتصادی برای گذار از این شرایط ملتهب پرداخته است که مشروح آن در ادامه می آید.

ماهیت انتظارات تورمی و ناپایداری اقتصادی آتش بس


منصوری بیدکانی در آغاز عنوان کرد: برای درک مساله مدیریت انتظارات تورمی در شرایط ترک مخاصمه فعلی، باید از سطح سفارش های عملی فراتر رفت و وارد فلسفه ایجاد انتظارات شد.
وی اضافه کرد: انتظارات تورمی یک پدیده صرفا روانشناختی نیست؛ بلکه خروجی یک بازی سیگنال دهی بین سه نهاد «دولت»، «بازار» و «خانوار» است.
او در ادامه اظهار داشت: در شرایط فعلی، ترک مخاصمه یک پیام دوپهلو ارسال می کند. از یک سو، احتمال کاهش ریسک ژئوپلیتیک و عقب نشینی حق بیمه منطقه ای را القا می کند.
این اقتصاددان توضیح داد: از طرف دیگر، با عنایت به تحلیل قبلی من از قاعده ۷۰-۳۰ در جنگ های نامتقارن، تداوم ترک مخاصمه برای آمریکا به معنای پذیرش باخت محاسباتی در اقتصاد بازدارندگی است. به همین دلیل، دوام این ترک مخاصمه ذاتاً ناپایدار است. بازار این ناپایداری را قیمت گذاری می کند.

تغییر رژیم پولی؛ شرط مهار تورم و لنگرسازی انتظارات


وی اظهار داشت: در این معمای سیگنال دهی، وظیفه بانک مرکزی فراتر از نرخ گذاری بهره است. بانک مرکزی بعنوان «لنگر انتظارات» باید یک «قاعده پولی قابل باور» اعلام نماید. نه این که بگوید نرخ بهره را می برم بالا، بلکه باید نشان دهد که دیگر به هیچ عنوان از محل استقراض از بانک مرکزی، کسری بودجه دولت را پوشش نمی دهد.
استاد اقتصاد دانشگاه با اشاره به اینکه «این یک تغییر رژیم پولی است» تصریح کرد: تا وقتی بازار بداند دولت به بانک مرکزی دستور چاپ پول می دهد، هیچ نرخ بهره حقیقی مثبتی نمی تواند انتظارات را مهار کند.
این اقتصاددان اظهار داشت: وزارت اقتصاد هم باید درک کند که اوراق متصل به تورم صرفا یک ابزار مالی نیست، بلکه یک «قرارداد شفافیت» با مردم است. یعنی دولت می گوید من قدرت خرید شما را تضمین نمی کنم، اما حداقل خسارت آنرا شفاف به شما بازمی گردانم.

پناه بردن به طلا و ارز؛ حق طبیعی و پوشش ریسک (نه سفته بازی)


منصوری بیدکانی در جواب این پرسش که آیا پناه بردن به طلا و دلار عقلانی است یا خیر، با نگاهی فلسفی اظهار داشت: از منظر فلسفه پول، کارکرد اصلی پول «ذخیره ارزش» است، نه «وسیله مبادله». وقتی ریال کارکرد اول خودرا بر اثر تورم مزمن از دست می دهد، بازگشت به طلا و ارز، یک «حق طبیعی» اقتصادی می باشد.
او با اشاره به نظریات جان لاک، فیلسوف پول، در قرن هفدهم اظهار داشت: مردم وقتی به حاکم اعتماد ندارند، بسمت کالاهایی با ارزش ذاتی فرار می کنند. این فرار یک خطای رفتاری نیست، بلکه یک سازوکار بقای نهادی است.
صاحب نظر حوزه بازار پول تصریح کرد: سرزنش مردم در این شرایط، نه فقط از نظر اقتصادی نادرست، از نظر فلسفی نوعی «سرزنش قربانی» است. سوال درست این نیست که چرا مردم طلا می خرند، سوال اینست که چرا دولت ابزاری غیر از طلا برای حفظ ارزش به مردم نداده است.
این استاد دانشگاه در ادامه به تمایز نظری بین سفته بازی و پوشش ریسک پرداخت و اشاره کرد: در ادبیات مالی رفتاری، «سفته باز» کسی است که با اهرم و در افق کوتاه مدت به دنبال سود از نوسان است. اما «پوشش دهنده ریسک» کسی است که می خواهد واریانس بازده پرتفوی خودرا در افق بلند مدت به حداقل برساند.
وی اشاره کرد: داده های بازار ایران نشان داده است که بالاتر از ۹۰ درصد خریداران طلا، نگهداری بالای شش ماه دارند. این پوشش ریسک است، نه سفته بازی. افترا دلالی زدن به این افراد، یا ناشی از درک ناصحیح از اقتصاد مالی است، یا تلاشی برای تغییر کانون مسئولیت از سیاستگذار به مردم.

سه اصل راهبردی برای حفظ دارایی های مردمی


منصوری بیدکانی در سفارش به مردم، از عرضه عدد و درصد پرهیز کرد و به اصول راهبردی اشاره نمود و اظهار داشت: به جای عدد، سه اصل راهبردی را سفارش می کنم. اصل نخست، «تنوع بخشیدن به دارایی ها» است.
این اقتصاددان تصریح کرد: هیچکس نباید تمام سرمایه خودرا به یک دارایی تبدیل کند، حتی طلا.
وی در ادامه با اشاره به اینکه اصل دوم، «پرهیز از معاملات مکرر» است توضیح داد: هر چه تعداد معاملات بیشتر باشد، احتمال قرار گرفتن در دام نوسانات قیمتی و همین طور افترا سفته بازی بیشتر می شود.
استاد اقتصاد دانشگاه اصل سوم را «شفافیت در مبدأ وجوه» مطرح کرد و اظهار داشت: مردم باید از کانال های رسمی و دارای صورت جلسه خرید کنند تا هر لحظه بتوانند منشا دارایی خودرا اثبات کنند. این سه اصل، هم دارایی را حفظ می نماید، هم در مقابل اتهامات حقوقی و اجتماعی مصونیت به وجود می آورد.

دفاع قاطع از نظام «نرخ ارز ثابت» در شرایط جنگی


وی در قسمت بعدی سخنان خود با پیوند زدن تحلیل اقتصادی جنگ و سیاست ارزی، موضع نظری خودرا در دفاع از نظام قیمت ارز ثابت در شرایط جنگی این گونه تبیین کرد: در شرایط جنگ، قاعده بازی تغییر می کند. در اقتصاد صلح، هدف «کارایی اختصاص منابع» است و قیمت ارز شناور در اقتصاد با انضباط مالی و شرایط خاص خودمی تواند شوک های خارجی را جذب نماید.
این اقتصاددان اظهار داشت: اما در اقتصاد جنگ، هدف «ثبات انتظارات» و «قطع ارتباط بازار با هیجانات لحظه ای» است.
استاد اقتصاد دانشگاه تصریح کرد: من در شرایط جنگی، قاطعانه از نظام قیمت ارز ثابت دفاع می کنم. دلیل ساده است. قیمت ارز شناور در بحران، خود تبدیل به یک «انتظار خودتحقق بخش» می شود.
وی اشاره کرد: هر کسی می ترسد فردا دلار گران شود، امروز می خرد، و همین خرید، دلار را گران می کند. این یک مارپیچ خودتغذیه کننده است. قیمت ارز ثابت، این حلقه را می برد. نه این که قیمت را سرکوب کند، بلکه با بیان یک نرخ رسمی قابل اتکا و پشتیبانی شده توسط ذخایر راهبردی، «لنگر اسمی» اقتصاد را به مردم بازمی گرداند.
منصوری بیدکانی اضافه کرد: معتقدم می گویم در کوتاه مدت جنگ، ثبات اسمی نرخ ارز، تنها راه مهار انتظارات وحشت زده است. تجربه جنگ جهانی دوم و اقتصادهای جنگی نشان داده که کشورها قیمت ارز خودرا قفل می کردند تا جبهه داخلی فرو نپاشد. البته این سیاست فقط زمانی کار می کند که با کنترل شدید خروج سرمایه و مدیریت دستی تقاضا همراه شود.
وی اظهار داشت: اما بعنوان یک قاعده راهبردی، در شرایط ترک مخاصمه شکننده و تهدید دائمی تشدید جنگ، نظام قیمت ارز شناور مانند بنزین روی آتش انتظارات تورمی عمل می کند و نظام قیمت ارز ثابت، تنها کپسول آتش نشانی است که در اختیار داریم.

زخم ارزان در مقابل زره گران؛ تنها راه بقای اقتصاد در جنگ انتظارات


این اقتصاددان در جمع بندی نهائی اشاره کرد: در تحلیل قبلی خود گفتم که جنگ قرن بیست و یکم، جنگ «ارزان زخم زدن در مقابل گران زره پوشیدن» است.
وی اشاره کرد: نظام قیمت ارز شناور، یک «زره گران» است که تصور می نماییم با انعطاف خود از ما محافظت می کند، اما در بحران، خود به هدفی برای سفته بازان تبدیل می شود.
منصوری بیدکانی با اشاره به اینکه نظام قیمت ارز ثابت، یک «زخم ارزان» است اظهار داشت: هزینه اجرای آن، مصرف ذخایر و مداخله دائمی است، اما در ازای آن، انتظارات را می کشد.
او در آخر اظهار داشت: راه درست در شرایط جنگی اینست که دولت جراحی ارز ثابت را انجام دهد و همزمان با انتشار اوراق شفاف و قطع استقراض از بانک مرکزی، هزینه تورم را یکباره به مردم بگوید. در غیر این صورت، تاریخ اقتصادی خواهد نوشت که دولت ها در جنگ، قربانی انتظارات شدند، نه قربانی تحریم. بطور خلاصه، صاحب نظر حوزه بازار پول اشاره کرد: سرزنش مردم در این شرایط، نه فقط از نظر اقتصادی نادرست، از نظر فلسفی نوعی سرزنش قربانی است. سوال درست این نیست که چرا مردم طلا می خرند، سوال این است که چرا دولت ابزاری غیر از طلا برای حفظ ارزش به مردم نداده است. ایشان در ادامه با اشاره به این که اصل دوم، پرهیز از معاملات مکرر است توضیح داد: هر چه تعداد معاملات بیشتر باشد، احتمال قرار گرفتن در دام نوسانات قیمتی و همچنین افترا سفته بازی بیشتر می شود.
1405/02/15
12:16:07
5.0 / 5
96
تگهای خبر: اقتصادی , باد , بازار , بانك مركزی
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
X

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۹ بعلاوه ۵
لیدی شال LadyShal