چرا خریدهای شتاب زده طلا و ارز، بیشتر زیان آورند تا حافظ ارزش سرمایه؟
لیدی شال: در ایام پرتنش اقتصادی، هجوم مردم به خرید طلا و ارز برای حفظ دارایی، اغلب به رفتار هیجانی می انجامد که نه تنها سرمایه ها را محافظت نمی کند، بلکه زیان را تشدید می کند.
به گزارش لیدی شال به نقل از مهر، در روزهایی که بازارها پرتنش اند و خبرهای اقتصادی بوی نااطمینانی می دهند، خیلی از مردم برای حفظ دارایی هایشان به خرید طلا، ارز یا سکه روی می آورند. اما تجربه سالهای اخیر نشان داده این رفتار هیجانی نه فقط از دارایی محافظت نمی کند، بلکه بواسطه ایجاد موج های خرید شتاب زده، خود به عاملی برای تشدید نوسان و زیان تبدیل می شود. مردم اغلب در نقطه اوج قیمت وارد بازار می شوند، جایی که احتمال افت شدید و ضرر خیلی زیاد است.
موج های هیجان؛ از ترس به تصمیم اقتصادی اشتباه
در اقتصادهایی که تورم بالا و نرخ بهره حقیقی منفی است، نگرانی از کاهش ارزش پول ملی طبیعی است. وقتی مردم احساس کنند قدرت خریدشان کاسته می شود، میل به تبدیل ریال به دارایی های فیزیکی افزایش می یابد. این میل در ذات خود منطقی است، اما بمحض غلبه هیجان و ترس، تبدیل به رفتار جمعی غیرعقلانی می شود.
در چنین موقعیتی، یک خبر غیررسمی یا شایعه کوچک در رابطه با احتمال افزایش نرخ ارز کافی است تا صف های خرید در مقابل صرافی ها شکل گیرد. رفتار جمعی در این لحظه نه بر پایه تحلیل حقیقت های اقتصادی، بلکه بر مبنای غریزه صیانت از ارزش دارایی عمل می کند؛ غریزه ای که غالباً مردم را در دام قله قیمتی گرفتار می سازد. آنها ریال خویش را درست زمانی به دلار یا طلا تبدیل می کنند که قیمتها در اوج اند و احتمال اصلاح بازار خیلی بالاست.
سعید نادری، تحلیلگر بازار سرمایه باور دارد مردم تصور می کنند خرید ارز یا طلا بهترین راه صیانت از دارایی است، اما حقیقت اینست که نقطه اوج قیمت دقیقا زمانی است که تقاضای احساسی به بیشترین مقدار می رسد. درنتیجه، بخش بزرگی از مردم به جای حفظ ارزش، دارایی خویش را در بالاترین نرخ ممکن تبدیل می کنند و پس از فروکش هیجان، با افت شدید قیمت مواجه می شوند.
این پدیده در سالهای مختلف بارها تکرار شده است. از دوره جهش ارزی سال ۱۳۹۷ تا افزایش های اخیر در سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲، خیلی از خریداران خرد با نیت دفاع از ارزش سرمایه وارد بازار شدند، اما در کمتر از چند ماه ارزش دارایی شان کم شد. نمودار رفتار این گروه ها نشان داده است موج هیجانی مردم به طور معمول با قله های قیمت ارز و طلا هم زمان است.
نوسان سازی رفتاری؛ چه طور تقاضای احساسی خودش محرک قیمت می شود
رفتار هیجانی تنها به زیان فردی محدود نمی ماند؛ بلکه به سبب اثر تجمعی، روی ساختار بازار نیز تأثیر مستقیم می گذارد. در شرایطی که تعداد زیادی از خریداران خرد بدون تحلیل، بشکل یک موج از تقاضا وارد بازار می شوند، قیمت بواسطه همین رفتار بالا می رود. بازار ارز یا طلا در اقتصاد ایران عمق زیادی ندارد؛ یعنی حجم معاملات نسبت به تعداد خریداران محدود است و هر شوک تقاضا می تواند قیمت را چند پله افزایش دهد.
به همین دلیل، رفتار جمعی مردم خود به محرک افزایش قیمت تبدیل می شود. افزایش قیمت، خبرساز می گردد و همین خبر، انگیزه جدیدی برای گروه جدیدی از مردم به وجود می آورد تا وارد شوند. به این ترتیب، چرخه ای از ترس، ورود، افزایش قیمت، و ترس باردیگر شکل می گیرد. این چرخه را اقتصاددانان «مارپیچ انتظارات هیجانی» می نامند؛ پدیده ای که هم موجب بی ثباتی بازارهای خرد می شود و هم فشار بیشتری بر سایر قلمروهای اقتصادی (مانند بازار کالا، خدمات و مسکن) وارد می نماید.
در مقابل، زمانی که این موج فروکش می کند، همان خریداران هیجانی به نخستین فروشندگان تبدیل می شوند. آنها که با ترس خریده اند، در لحظه کاهش قیمت با ترس از زیان بیشتر مبادرت به فروش می کنند. بدین ترتیب رفتار هیجانی مردم هم در صعود و هم در سقوط بازار نقش دارد؛ در صعود محرک افزایش قیمت و در سقوط عامل تشدید افت.
در این میان، بازیگران حرفه ای بازار که آموزش دیده اند تا نوسان ها را به سود خود استفاده کنند، از همین رفتار جمعی بهره می برند. به قول سعید نادری فعالین بزرگ بازار به طور معمول قبل از ایجاد موج هیجانی وارد می شوند، در اوج هیجان به مردم می فروشند و در نقطه ای که عموم از ترس می فروشند، مجدداً خرید می کنند. به این ترتیب، هیجان عمومی برای حرفه ای ها تبدیل به ابزار سودآوری می شود.
در حقیقت، این بخش از بازار مانند آینه ای عمل می کند که عدم آگاهی و تصمیمات لحظه ای اقشار عادی را منعکس کرده و به شکل نوسان های قیمتی بازمی گرداند. هرچه دامنه هیجان گسترده تر باشد، شدت این نوسان ها نیز بیشتر می شود.
راه حفظ ارزش دارایی؛ تحلیل، تنوع، و صبر
اگر خرید هیجانی نمی تواند از دارایی مردم محافظت کند، پس چه باید کرد؟ پاسخ در همان قواعد اقتصادی نهفته است که سال هاست توسط کارشناسان پیشنهاد می شود اما کمتر در رفتار عمومی نمود دارد: تحلیل، تنوع و صبر. قرار دادن همه دارایی در یک نوع سرمایه یا کالا، همان قدر پرریسک است که نگهداری تمام پول نقد در حساب بدون سود. در وضعیت تورمی، حفظ ارزش نیازمند نگاه ترکیبی به بازارهاست؛ تلفیقی از سپرده های بهره دار، سرمایه گذاری در خرید اوراق، صندوق های طلا، بخشی از ارز فیزیکی، و حتی سهام شرکت های تولیدی. چنین تنوعی موجب می شود نوسان یک بازار اثر شدید بر کل دارایی نگذارد.
از سوی دیگر، خرید طلا یا ارز باید بر پایه تحلیل بنیادی و افق زمانی بلند مدت صورت گیرد، نه بر مبنای واکنش به شایعه یا خبر کوتاه مدت. آنهایی که در دوره های آرام و با تحلیل وضعیت بودجه ای دولت و روند جهانی طلا خرید کرده اند، به طور معمول سودآورتر از کسانی بوده اند که با موج خبر و ترس مبادرت به تبدیل پول خود کرده اند.
رفتار حرفه ای در بازار یعنی توجه به حقیقت هایی مانند تفاوت نرخ جهانی طلا و ارزش ریال، روند رشد نقدینگی، و سیاستهای پولی. اما رفتار عمومی به طور معمول تحت تأثیر رسانه های اجتماعی یا گفت وگوهای روزمره شکل می گیرد. در این حالت، تصمیم اقتصادی به تصمیم جمعی بدون پشتوانه داده بدل می شود، تصمیمی که ریسک بالایی دارد و در نهایت سود قابل توجهی نصیب کسی نمی کند.
در این میان، سیاست گذاران نیز نقش مهمی دارند. هرچه دسترسی عمومی به داده های اقتصادی واضح تر و آموزش مالی در سطح جامعه گسترده تر شود، دامنه رفتارهای هیجانی محدودتر و امکان ثبات بازارها بیشتر خواهد شد. رسانه ها نیز می توانند با انتشار تحلیل های مبتنی بر داده و پرهیز از تیترهای هیجان زا، سهم قابل توجهی در کاهش رفتارهای احساسی داشته باشند.
نادری در قسمت دیگری از گفت و گوی خود تاکید می کند: مردم باید یاد بگیرند که خرید دارایی مانند طلا یا ارز تصمیم سرمایه گذاری است، نه واکنش فوری به ترس. هنگامی که این تفاوت در ذهن جامعه
روشن شود، بازارها از حالت روان ناپایدار خارج خواهند شد و عمق معاملاتی افزایش می یابد.
هیجان دشمن تحلیل است
رفتار هیجانی مردم در رویارویی با بی ثباتی اقتصادی بااینکه طبیعی به نظر می آید، اما نتیجه ای پرهزینه دارد. موج های خرید احساسی، نه فقط از ارزش دارایی ها محافظت نمی کنند، بلکه خود زمینه ساز جهش های قیمتی می شوند و نوسان را تشدید می کنند. در نهایت مردم در همان نقطه ای که بازار داغ تر از همیشه است، وارد می شوند و پس از فروکش تب قیمت، شاهد سقوط ارزش دارایی خود خواهند بود.
اقتصاد نشان داده که ترس و هیجان، بدترین مشاور مالی اند. تنها تصمیم هایی که بر پایه صبر، تحلیل داده های حقیقی و تنوع دارایی اتخاذ می شوند، می توانند از ارزش سرمایه در مقابل تورم و نوسان محافظت کنند. تا وقتی که مردم به جای واکنش های احساسی، به ابزارهای تحلیلی و آموزش مالی مجهز نشوند، هر نوسان تازه در بازار می تواند یک چرخه کوتاه از سود برای حرفه ای ها و زیان برای عموم رقم بزند. در روزگار بحران، بهترین پناهگاه دارایی ذهن تحلیل گر و تصمیم مبتنی بر منطق است؛ نه صف های طویل خرید هیجانی در صرافی ها و طلافروشی ها.
بطور خلاصه این پدیده در سالیان مختلف بارها تکرار شده است. بدین ترتیب رفتار هیجانی مردم هم در صعود و هم در سقوط بازار نقش دارد؛ در صعود محرک افزایش قیمت و در سقوط عامل تشدید افت. دراین میان، سیاست گذاران نیز نقش مهمی دارند.
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب