روزنامه جمهوری اسلامی:
در باره جنگ اقتصادی و آثار آن بر سرمایه احتماعی، صادقانه با مردم سخن بگویید
لیدی شال: آمریکا دیگر پنهان نمی کند که هدفش از فشار بر ایران، تغییر رفتار یا گرفتن امتیاز در پای میز مذاکره نیست. سخن از جنگ اقتصادی سخت، فرسایش توان ملی و حتی تغییر یا سرنگونی نظام سیاسی به میان آمده است. دشمن رذیلانه برای یک نبرد فرسایشی، عزم خودرا جزم کرده و ظاهراً می داند کجا و چه طور باید فشار را بیشتر کند.
به گزارش لیدی شال به نقل از خبر آنلاین روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: در چنین شرایطی، آن چه بالاتر از هر چیز می تواندکشور را لطمه پذیر کند، روزمرگی، چندصدایی و بی تصمیمی در داخل است. ایران به نقشه ای روشن، تصمیمی شجاعانه و سخن گفتن صادقانه با مردم نیاز دارد. تصمیمی که هزینه هایش را پنهان نکند و افق عبور از بحران را نشان دهد.
ماه های سختی پیش روست و تصمیم های پیش رو، در بسیاری موارد، انتخاب میان بد و بدتر است، اما بی تصمیمی از هر دو بدتر است. کشور نمی تواند همزمان زیر فشار جنگ اقتصادی، فرسایش اجتماعی و تهدید خارجی قرار داشته باشد و بازهم در انتظار روشن شدن همه شرایط بماند. اصلاحات اقتصادی، هرچند ضروری، باید همزمان با اصلاح مسیر سیاست خارجی و ترمیم سرمایه اجتماعی پیش برود. اگر امکان مذاکره و توافق وجود دارد، نباید فرصت ها را به امید آینده ای نامعلوم از دست داد و اگر مقرر است مقاومت نماییم باید مردم را شریک این مقاومت بدانیم نه فقط پرداخت کننده هزینه های آن.
نظام اسلامی به یک تصمیم بزرگ و یک تفاهم بزرگ نیاز دارد. تفاهم نامه اسلام آباد احیا شود یا با یک ابتکار سیاسی تازه، راه رسیدن به توافقی معنادار باز شود. توافق و میانجیگری عمان و دیگر کشورها می تواند مفید باشد اما به تنهایی جای حل مسئله اصلی را نمی گیرد. حال منافع ملی در معرض مخاطره ای جدی است و بالاتر از هر زمان دیگری به چاره اندیشی سیاسی فوری و شجاعانه نیاز دارد.
خطر اصلی اینست که جنگ اقتصادی فرسایشی آرام و بی صدا، سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی و زیرساخت های کشور را مستهلک کند. در مقابل تهدید گستاخانه دشمن، جامعه باید با یک نقشه روشن برای عبور از بحران رو به رو باشد، نه با روزمرگی، تناقض و بی تصمیمی. بی تصمیمی بالاتر از هر چیز مردم را می ترساند.آمریکای جنایتکار، یک جنگ اقتصادی عمیق و هوشمندانه طراحی نموده که بجای ضربه های کوتاه مدت، بر فرسایش تدریجی اقتصاد و توان اجتماعی ایران متمرکز شود.
اگر این فشار در یک مدت شش ماهه تشدید شود و همزمان مسیرهای حیاتی تجارت و انرژی کشور محدودتر شود، نمی توان با تصمیم های روزمره با آن مواجه شد. دشمن، فارغ از این که نیت و محاسباتش درست یا غلط باشد، برای فشار آوردن برنامه دارد. ما نیز باید برنامه داشته باشیم.
منابع دولت برای رویارویی با این فرسایش محدود است. وقتی درآمدهای نفتی محدود شده و امکان جذب سرمایه خارجی به شدت کاهش یافته، انرژی و خدمات عمومی به منابع مهم باقیمانده تبدیل می شوند. اصلاح قیمت بنزین، گاز و خدمات عمومی امکان دارد برای افزایش تاب آوری ضروری باشد، اما باید درباره ی هزینه اجتماعی آن واقعیت رابه مردم گفت. هر اصلاح قیمتی، اگر بدون جبران مؤثر صورت گیرد، سفره مردم را کوچک تر می کند و می تواند اعتراض و نارضایتی به همراه داشته باشد. کالا برگ و سیاستهای حمایتی می تواند بخشی از این فشار را کم کند، اما مسئله را حل نمی نماید. ازاین رو مسئله اصلی، اقتصادی نیست. پاسخ اصلی سیاسی است. کشور را وقتی میتوان در شرایط جنگی اداره کرد که با مردم در شرایط عادی سخن گفته شود. نمی توان تصمیم های سخت گرفت، اما مسئولیت تصمیم را به گردن همه انداخت. مردم باید بدانند چه اتفاقی در حال رخ دادن است، چه گزینه هایی روی میز است، هزینه هر گزینه چیست و مقصد کجاست.
برای حفظ کیان کشور و نظام سیاسی، بایدسیاست خارجی بالاتر از گذشته مصلحت محور باشد. تکیه صرف بر حق، بدون دیدن واقعیت صحنه بین المللی، کشور را از امکان رزمایش محروم می کند. حقوق بین الملل مهم می باشد، اما سیاست خارجی فقط اعلام حق نیست. هنر آنست که حق، مصلحت و قدرت را همزمان ببیند و از میان گزینه های دشوار، کم هزینه ترین راه را انتخاب نماید. مسئله امروز این نیست که آمریکا چه می کند. اینست که ما برای آن چه آمریکا می کند، چه تصمیمی داریم. جنگ اقتصادی را نمی توان با روزمرگی اداره کرد و جامعه را نمی توان با سکوت و ابهام در کنار خود نگه داشت. در این شرایط، بزرگترین سرمایه کشور اعتماد مردم است. باید با مردم صادقانه سخن گفت، راه های دیپلماسی را باز گذاشت، فرصت توافق را از دست نداد و اگر مقرر است هزینه ای برای مقاومت پرداخت گردد، این هزینه عادلانه و آگاهانه میان مردم و حاکمیت تقسیم شود. 17302
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب