یادداشت

برق در مقابل غذا بازی جدید بانك مركزی در زمین تحریم های آمریكا؟

برق در مقابل غذا بازی جدید بانك مركزی در زمین تحریم های آمریكا؟

به گزارش لیدی شال بعد از كاهش درآمدهای ارزی ایران ناشی از كاهش فروش نفت و غیرمجاز شدن هرگونه استفاده از درآمد صادرات نفت، این دفعه صادرات برق ایران به عراق هم نمی تواند سبب افزایش درآمدهای ارزی ایران شود.


به گزارش لیدی شال به نقل از مهر، سیدحامد ترابی، کارشناس تحریم در یادداشتی با انتقاد از مدل تسویه مطالبات ایران از محل صادرات برق به عراق اعتقاد دارد مدلی که بانک مرکزی ایران با مسؤلان عراقی بر سر آن به تفاهم رسیده، توسعه مدل نفت در مقابل غذا و به زیان منافع ایران است. وی اعتقاد دارد بعد از کاهش درآمدهای ارزی ایران ناشی از کاهش فروش نفت و غیرمجاز شدن هرگونه استفاده از درآمد صادرات نفت، این دفعه صادرات برق ایران به عراق هم نمی تواند سبب افزایش درآمدهای ارزی ایران شود و این صادرات صرفا صرف واردات کالای خاص ذیل قوانین تحریمی آمریکا می شود. یعنی توسعه مدل نفت در مقابل غذا به برق در مقابل غذا!متن کامل یادداشت سید حامد ترابی، کارشناس مسائل تحریم از نظر گرامی تان می گذرد: ۲۹ خردادماه و بعد از سفر همتی به عراق، رئیس کل بانک مرکزی از نهایی شدن توافق ایران با عراق اطلاع داد. توافقی که برپایه آن ایران در ازای صادرات برق و گاز به این کشور و نگه داری درآمد حاصل از آن در بانک تی. بی. آی عراق، غذا و دارو را با واسطه از عراق وارد می نماید. همتی رئیس بانک مرکزی در دفاع از این اقدام هم اعلام نمود که ما سالانه احتیاج به میلیاردها دلار واردات کالاهای اساسی و دارو داریم که با این روش هم می توانیم از پول صادرات خود استفاده نمائیم و هم نیاز خویش را در تأمین کالاهای اساسی و دارو برطرف سازیم. این توافق در حالی رخ می دهد که ایران به سبب تحریم های بانکی آمریکا در دسترسی آزادانه به درآمدهای صادراتی خود با مشکل روبه رو است و همتی هم در جلسه علنی با نمایندگان مجلس به این مورد اشاره کرده بود. عدم دسترسی آزادانه به منابع ارزی از عوامل مؤثر بر بازار ارز داخلی است که می تواند سبب افزایش قیمت ارزهای خارجی و ایجاد مشکلات ارزی شود. آمریکا هم در ایجاد فشار اقتصادی به ایران بر همین نکته تمرکز کرده است، کاهش درآمدها و دسترسی های ارزی ایران. این مورد با تهدید بانکهای دنیا به قطع دسترسی آنها از نظام پرداخت دلار اتفاق می افتد و بانکهای دنیا هم از ترس همین مبحث می کوشند با آمریکا همراهی کنند. آمریکا از همین سیاست برای کاهش فروش نفت ایران هم استفاده می نماید و کشورهای دنیا را تهدید می کند که در صورت خرید نفت از ایران بانکهای تسویه کننده درآمدهای ایران را حتی اگر بانک مرکزی آن کشور باشند از نظام مالی آمریکا محروم می کند و همین مبحث سبب کاهش شدید خرید نفت از ایران شده است. این سیاست پیش از برجام ضد ایران اجرا می شد، اما در آن زمان با عنایت به قیمت بالای نفت، آمریکا هیچ گاه نتوانست میانگین فروش نفت ایران را به کمتر از روزی یک میلیون بشکه در روز برساند و به تعبیر ریچارد نفیو از طراحان تحریم ایران در دولت اوباما، بازار نفت اجازه صفر شدن تحریم های ایران را نداد و ایران هم به روش های مختلف فروش نفت خویش را افزایش داد و حتی به تعبیر مسؤلان ایران در سال های ۹۰ تا ۹۲، فروش نفت و میعانات گازی ایران در به حدود ۱.۲ تا ۱.۵ میلیون بشکه در روز می رسید (جزئیات بیشتر). در این سال ها آمریکا برای کمتر شدن دسترسی ارزی ایران بازی دوسر بردی را با کشورهایی که همچنان از ایران نفت می خریدند آغاز کرد و اعلام نمود بانکهای این کشورها، حق تسویه مالی نفت خریداری شده را ندارد و باید با نگه داری پول نفت در حساب های خود، در ازای آن به ایران کالاهای غیرتحریمی صادر کنند، اما صادرات خیلی از کالاهای دیگر یا شامل تحریم های آمریکا نبود و یا به جهات مختلفی همچون تنوع مشتریان، حجم صادراتی و…مانند محصولات پتروشیمی تحریم پذیری کمتری داشت.
بخش ۵۰۴ قانون تحریمی TRA2012 بیان می کند که پول نفت باید در حساب کشور خریدار نگه داری شود و صرفا در تجارت دوجانبه با آن کشور استفاده گردد. ایران هم در مقابل اقدامات زیادی برای افزایش توان مالی و افزایش دسترسی های ارزی خود می کرد، به صورت مثال در ازای صادرات نفت و گاز به برخی کشورها از این کشورها طلا وارد می کرد که می توانست نقش ارز را ایفا کند و یا تلاش می کرد با روش های غیررسمی هم فروش نفت خویش را از افزایش دهد و هم با کانال های غیررسمی دسترسی خود به ارز را افزایش دهد، علاوه بر این خیلی از کالاها هم از کشورهایی که به آن صادرات نفت انجام می شد تأمین می شد. درواقع با صادرات کالاهای غیرنفتی، استفاده از روش های جایگزین تسویه پول و فروش نفت و همینطور واردات کالا از کشورهای واردکننده نفت ایران به مرور دسترسی های ارزی ایران سامان گرفت و ایران به ثبات ارزی رسید. با امضای برجام، ایران که فکر می کرد تحریم ها آخر پذیرفته، با آخر دادن به روش های بوجود آمده در دوران تحریم، مجدداً به روش های کاملاً سنتی برای تسویه مالی رو آورد و همین مبحث سبب شد حتی در روزهای برجام هم ایران با مشکل دسترسی ارزی روبه رو باشد، چونکه همچنان تحریم های بانکی پابرجا بود و صرفا مصادیق این تحریم ها کم شده بود و بانکهای خارجی از ترس برخورد تراکنش های بانکی شان با یکی از نهادهای باقی مانده در فهرست تحریم آمریکا با ایران همکاری نمی کردند و همکاری ها محدود می شد به بانکهای کوچک. در حالیکه ایران در روزهای برجام تنها تلاش می کرد در قالب برجام و تحریم های آمریکا به خواسته های خود برسد، آمریکا که تحریم های بانکی را از سال ۲۰۱۰ ضد ایران به اجرا گذاشته بود و تحریم ها را به ابزار اصلی سیاست خارجی و یک سلاح ضد دشمنان خود تبدیل نموده بود، در حال ارتقا و توسعه این سلاح بود. به صورت مثال آنها همچنان به جریمه بانک هایی می پرداختند که تحریم های ایران را نقض می کردند و به بانکهای دنیا اعلام می کردند که باید در اجرای تحریم های ایران جدی باشند، جریمه بانک سن پائولی ایتالیا بعد از اجرایی برجام نمونه ای از آنها بود. آمریکایی ها برای افزایش تسلط خود بر جریان های مالی منطقه و پیشگیری از استفاده ایران از روش های غیررسمی برای تسویه مالی و افزایش دسترسی های ارزی خود، مرکز هدف گیری تأمین مالی تروریسم (TFTC) را با کمک عربستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس همچون بحرین، کویت، عمان، قطر و امارات متحده عربی تأسیس کردند و در اردیبهشت ۹۷ شبکه صرافی وابسته به ایران را با بهره گیری از داده های همین مرکز تحریم کردند تا از دور زدن تحریم ها توسط ایران جلوگیری نمایند. با خروج آمریکا از برجام، سلاح مالی که از دوره بوش استفاده از آن کلید خورده بود و در دوره اوباما تبدیل به ابزار مؤثر سیاست خارجی شده بود و الان در حال توسعه یافتن بود بیشتر از گذشته مورد توجه مقامات آمریکایی قرار گرفت. آمریکایی ها در این مرحله با افزایش تسلط خود بر جریانات مالی و همینطور استفاده بیشتر از ابزار دلار، تلاش کردند تا هم درآمدها و دسترسی های ارزی ایران را کم کنند و هم با تسلط خود بر تجارت ایران، ابزار فشار مالی خود ضد ایران را به صورت مستمر حفظ کنند.آمریکا در ابتدا با عنایت به کاهش قیمت نفت، تلاش کرد فروش نفت ایران را به صفر برساند و به همه بانکهای دنیا اعلام نمود که هرگونه تسویه مالی برای پول نفت ایران شامل تحریم ممنوعیت از حساب کارگزاری دلار می شود. با این اقدام و بنا بر گزارش های غیررسمی ازجمله گزارش شرکت ردیابی نفت کش ها (کپلر) فروش نفت ایران به حدود ۵۰۰ هزار بشکه در روز کاهش پیدا کرد. همینطور علاوه بر اینکه کل نظام اقتصادی و بانکی ایران را در فهرست تحریم قرار داد با مشخص کردن آنها با برچسب تروریسم حتی تجارت مجاز و بشردوستانه با ایران را با محدودیت روبه رو کرد، چونکه از نگاه قوانین آمریکا حتی تسویه مالی برای تجارت بشردوستانه با افراد و نهادهای قرار گرفته در فهرست تحریم با برچسب تروریسم هم شامل تحریم می شد. ازاین رو هرگونه تبادل مالی دراین زمینه هم کاملاً زیر نظر آمریکا و منطبق با تحریم های آمریکا می شد. همین مبحث سبب شد تا حتی خیلی از کارشناسان هم اذعان کنند که عملاً تجارت بشردوستانه با ایران هم با محدودیت رو به رو است. دیده بان حقوق بشر در گزارشی در واکنش به اقدام وزارت خزانه داری آمریکا به قرار گرفتن بخشی از نظام مالی ایران با برچسب تروریسم در فهرست تحریم به نقل از برایان اوتول از مقامات سابق وزارت خارجی آمریکا نقل می گوید: «اثر این اقدام صدمه بیشتر به انتقال غذا و دارو به مردم ایران خواهد بود». به سبب وجود همین تحریم ها و قواعد سخت گیرانه آمریکا، استفاده از کانال مالی سوئیس برای تجارت بشردوستانه و یا ابزار پشتیبانی از مبادلات تجاری شرکت های اروپایی معروف به اینستکس هم عملاً کارآیی خاصی ندارد و اجرای آنها منوط به اجرای الزامات FATF و شناسایی ذی نفع های واقعی تراکنش ها است تا هیچ نهاد تحریمی که بعد از خروج آمریکا از برجام تقریباً کل اقتصاد ایران را شامل می شد جز این تراکنش ها نباشند. اما اقدام سوم وزارت خزانه داری آمریکا برای افزایش فشار بر ایران و افزایش تسلط آمریکا بر تجارت و اقتصاد ایران، تسلط بر جریان تجارت تحریم ناپذیر ایران بود. بعد از آنکه آمریکا نقش نفت را از درآمدها و دسترسی های ارزی ایران کاهش داد و حتی تمامی بخش های اقتصاد ایران را تحریم کرد، بعضی از درآمدها و صادرات ایران بود که تحریم ناپذیر نبود. یکی از این تجارت های تحریم ناپذیر، صادرات برق و گاز ایران به عراق بود. حدود یک سوم از برق عراق با واردات سالانه حدود ۱۴۰۰ مگاوات برق و ۲۸ میلیون متر مکعب گاز برای سوخت نیروگاه های برق این کشور از ایران تأمین می شود و تأمین این حجم برای عراق از راهی غیر از ایران هزینه بالایی داشت و آمریکا مجبور بود دائماً برای صادرات برق و گاز ایران و تراکنش های در رابطه با آن معافیت صادر کند. به صورت مثال در اردیبهشت ماه پمپئو برای چندمین بار از زمان خروج آمریکا از برجام اعلام نمود صادرات برق ایران به عراق و تراکنش های مالی آن از تحریم ها معاف است. البته برخی بانکهای عراقی به خصوص بانک هایی مانند بانک (TBI) عراق که توسط بانک جی پی مورگان آمریکا در عراق تأسیس شده و خیلی از مراودات مالی دولت عراق را سامان می داد، علیرغم معافیت های آمریکا همچنان در تسویه مالی پول برق و گاز صادراتی ایران که ارزشی نزدیک به ۵ میلیارد دلار در سال داشت تعلل می کرد و جریمه های احتمالی ناشی از تحریم ها را عامل این مورد می دانست. ایران در مقابل می توانست با عنایت به نیاز عراق که حتی آمریکا را مجبور به اعطای معافیت از تحریم ها کرده بود، با عراق به توافق برسد و بتواند با روش های متفاوتی درآمد ارزی ناشی از صادرات برق و گاز را تأمین کند و علاوه بر افزایش درآمد ارزی با آن هر کالایی که می خواهد خریداری کند. اما مدل مطلوب آمریکا، مدل اینستکس و کانال مالی سوئیس بود، نگه داری پول صادرات در یک بانک و تحت نظارت قوانین خزانه داری آمریکا در ازای صادرات کالاهای خاص و بشردوستانه مانند غذا و دارو. با این کار دسترسی های ارزی ایران مجدداً محدود می شد، نظارت آمریکا بر جریان صادرات ایران به عراق حفظ می شد و تجارت هم محدود به غذا و دارو می شد. موضوعی که متأسفانه توسط مقامات بانکی ایران هم پذیرفته شد تا بعد از کاهش درآمدهای ارزی ایران ناشی از کاهش فروش نفت و غیرمجاز شدن هرگونه استفاده از درآمد صادرات نفت، این دفعه صادرات برق و گاز ایران هم نتواند سبب افزایش درآمدهای ارزی ایران شود و این صادرات صرفا صرف واردات کالای خاص ذیل قوانین تحریمی آمریکا شود. یعنی توسعه مدل نفت در مقابل غذا به برق در مقابل غذا!درواقع مدلی که توسط دولت اوباما برای کانالیزه کردن تجارت نفت و آن هم برای واردات هرگونه کالا از کشور خریدار نفت اجرا شد، این دفعه توسعه یافت و نه تنها صادرات نفت و دریافت ارز آن شامل تحریم شد، بلکه سایر صادرات ایران هم محدود شد و در ازای آن صرفا می توان کالای بشردوستانه وارد کرد. ازاین رو طبیعی است که همچنان تسلط آمریکا بر جریان تجارت ایران با عراق حفظ شود و همانند کانال مالی سوئیس و اینستکس با بهانه هایی همچون قرار داشتن نظام مالی ایران در فهرست تحریم یا برچسب تروریسم کارآیی آن کاهش پیدا کند و فشار به ایران افزایش پیدا کند. علاوه بر این ایران در دریافت ارزهای صادراتی خود محدودتر می شود. متأسفانه مقامات بانک مرکزی هم دراین زمینه تا کنون توضیح نداده اند و بنظر می رسد که اسیر بازی تحریمی آمریکا شده اند.


منبع:

1399/05/23
12:03:36
5.0 / 5
375
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۱ بعلاوه ۴
لیدی شال LadyShal